خندیدن دختر دونالد ترامپ فارغ التحصیل دونالد ترامپ

خندیدن: دختر دونالد ترامپ فارغ التحصیل دونالد ترامپ لس آنجلس زناشویی دانشگاه زندگی آرایش

گت بلاگز اخبار حوادث یکبار صاحب وانتی که خواستیم بارش را بدزدیم گفت جهیزیه است،رهایش کردیم ، گفت وگو با سارقان3شنبه ها

اواخر فروردین مرد جوانی در تماس با پلیس از دزدی شبانه سوپرمارکتی در جنوب پایتخت خبر داد. اوگفت: شاگرد مغازه سوپرمارکت هستم. لحظاتی قبل مرد میانسالی به مغازه آمد

گفت وگو با سارقان3شنبه ها/یکبار صاحب وانتی که خواستیم بارش را بدزدیم گفت جهیزیه است،رهایش کردیم

عبارات مهم : ایران

اواخر فروردین مرد جوانی در تماس با پلیس از دزدی شبانه سوپرمارکتی در جنوب پایتخت خبر داد. اوگفت: شاگرد مغازه سوپرمارکت هستم. لحظاتی قبل مرد میانسالی به مغازه آمد و مقداری جنس برداشت ولی به جای پول اجناس ناگهان اسلحه ای به طرف من گرفت و تمام پول های داخل دخل و گوشی تلفن همراهم را به دزدی برد و سوار موتورسیکلتی شد و به همراه مرد میانسال دیگری فرار کرد.

به گزارش کشور عزیزمان ایران ؛به دنبال اعلام دزدی مسلحانه از سوپرمارکت، به دستور بازپرس شعبه پنجم دادسرای خاص سرقت، کارآگاهان اداره یکم پایتخت وارد عمل شده است و تحقیقات جهت شناسایی دو مرد مسلح شروع شد.

در حالی که پیگیری به این پرونده ادامه داشت، کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی با پرونده یک دزدی مسلحانه و آدم ربایی مواجه شدند.

یکبار صاحب وانتی که خواستیم بارش را بدزدیم گفت جهیزیه است،رهایش کردیم ، گفت وگو با سارقان3شنبه ها

شاکی که مدعی شد سه مرد مسلح در بزرگراه قم به پایتخت کشور عزیزمان ایران محموله اش را به دزدی برده و خودش را نیز جهت چند ساعتی ربوده بودند در تحقیقات گفت: با وانتم از قم لوازم خانگی بار زدم و راهی پایتخت کشور عزیزمان ایران شدم. در بزرگراه خلیج فارس، نرسیده به واوان سه مرد میانسال که تابلوی ایست در دست داشتند از من درخواست کردند کنار بزرگراه توقف کنم. آنها خودشان را مأمور مبارزه با مواد مخدر معرفی کرده و با نشان دادن حکمی مدعی شدند که بار وانتم را باید بازرسی کنند. بعد از لحظاتی یکی از آنها سوار وانتم شد و دو نفر دیگر با ترساندن اسلحه مرا سوار خودروی زانتیای خود کردند. راننده به راه افتاد و بعد از طی مسافتی جلوی اداره آگاهی ایستادند. یکی از آنها با گوشی صحبت کرد و بعد گفت باید مرا به مرکز دیگری تحویل دهند. دوباره به راه افتادند و درنهایت در میدان زینبیه بزرگراه یاسینی خودروی زانتیا ایستاد. آنها مرا از ماشین پیاده کردند و خودروی وانتم را نیز در حالی که بارهایش را دزدیده بودند چند متر جلوتر رها کرده بودند.

در بررسی های صورت گرفته و با توجه به صورت نگاری هایی که به وسیله شاگرد مغازه و راننده وانت نیسان صورت گرفت، این احتمال مطرح شد که هر دو دزدی به وسیله اعضای یک باند صورت گرفته است.

اواخر فروردین مرد جوانی در تماس با پلیس از دزدی شبانه سوپرمارکتی در جنوب پایتخت خبر داد. اوگفت: شاگرد مغازه سوپرمارکت هستم. لحظاتی قبل مرد میانسالی به مغازه آمد

سرنخی جهت دستگیری

اما این آخر دزدی های اعضای این باند نبود و در ادامه 4 آدم ربایی و دزدی مسلحانه از راننده های وانت بار در مسیر قم به پایتخت کشور عزیزمان ایران به پلیس گزارش شد. در ادامه یکی از شاکی ها سرنخ مهم را به دست تیم تحقیق داد. او گفت: با اینکه هوا تاریک بود و بخوبی نمی توانستم ببینم ولی موفق شدم تعدادی از شماره پلاک خودروی زانتیا مأموران قلابی را بردارم.

مأموران با کمک شماره ها و در کنار هم قرار دادن آنها درنهایت موفق به شناسایی صاحب ماشین شدند.

یکبار صاحب وانتی که خواستیم بارش را بدزدیم گفت جهیزیه است،رهایش کردیم ، گفت وگو با سارقان3شنبه ها

دستگیری مأموران قلابی

بررسی ها نشان می داد که صاحب خودروی زانتیا مرد 60 ساله ای هست. بعد از دستگیری در تحقیقات صورت گرفته از صاحب خودروی زانتیا او منکر دزدی های مسلحانه شد. ولی در بررسی های صورت گرفته مشخص شد که او دو پسر دارد. زمانی که تصویر پسرها به شاکی ها نشان داده شد، آنها یکی از پسران صاحب زانتیا را به عنوان یکی از مأموران قلابی شناسایی کردند.بدین ترتیب نخستین عضو این باند به نام بهروز بازداشت شد. با دستگیری نخستین عضو این باند دو همدست دیگر او نیز شناسایی و جهت تحقیقات به دادسرای خاص دزدی انتقال یافته شدند. متهمان زمانی که در برابر بازپرس ایرد موسی قرار گرفتند به دزدی های مسلحانه خود اعتراف کردند.

گفت و گو با متهمان

اواخر فروردین مرد جوانی در تماس با پلیس از دزدی شبانه سوپرمارکتی در جنوب پایتخت خبر داد. اوگفت: شاگرد مغازه سوپرمارکت هستم. لحظاتی قبل مرد میانسالی به مغازه آمد

سه مرد میانسال، دوست و همکاربودند آنها مدعی شدند سه شنبه شب ها که از محل کارشان به پایتخت کشور عزیزمان ایران بر می گشتند سناریوی دزدی ها را اجرا می کردند.

چه شد که تصمیم به دزدی گرفتید؟ما هر سه در یکی از شهرستان های اطراف پایتخت کشور عزیزمان ایران کار می کنیم و سه شنبه ها به پایتخت کشور عزیزمان ایران برمی گردیم. نخستین بار در بزرگراه قم به پایتخت کشور عزیزمان ایران در حال برگشت بودیم که یک راننده را شناسایی کردیم. محموله خوبی داشت و تنها بود به همین علت به فکر دزدی از او افتادیم. نخستین دزدی را که انجام دادیم و موفق هم شدیم تصمیم به دزدی های دیگر گرفتیم.

یکبار صاحب وانتی که خواستیم بارش را بدزدیم گفت جهیزیه است،رهایش کردیم ، گفت وگو با سارقان3شنبه ها

سوژه ها را چطور شناسایی می کردید؟ما در بزرگراه در کنار خودروهایی که پلاک شهرستان داشتند حرکت می کردیم. با دیدن صورت راننده که معلوم بود شهرستانی است و همچنین بار ماشین تصمیم به دزدی می گرفتیم.

چه محموله هایی را دزدی می کردید؟فقط لوازم خانگی.

سرقت ها را چطور انجام می دادید؟خودمان را مأمور مبارزه با مواد مخدر یا قاچاق معرفی می کردیم و بعد از دزدی محموله، صاحبان ماشین را در محلی خلوت و دور افتاده رها می کردیم. جهت اینکه راننده های ماشین به ما اعتماد کنند آنها را تا نزدیکی اداره آگاهی می بردیم تا مطمئن شوند که ما پلیس هستیم و با سر و صدا از دیگران کمک نخواهند.

با لباس نظامی این کار را انجام می دادید؟نه، ولی هم حکم جعلی داشتیم و هم تمام وسایل مانند شوکر، گاز و….

محموله ها را چکار می کردید؟آنها را به پارکینگ منزل یکی از همدستانم می بردیم و بعد هم بارها چون نو و آکبند بودند به بازار می بردیم و می فروختیم.

چه مقدار از این کار گیرت آمد؟70 میلیون جهت سه نفرمان.

محموله ای بود که دزدی نکنید؟بله. ما فقط لوازم خانگی را دزدی می کردیم. یک ماشین از جنوب به پایتخت کشور عزیزمان ایران می آمد که جلوی آن را گرفتیم. راننده برادر عروس زن بود و جهیزیه او را به پایتخت کشور عزیزمان ایران می آورد. کلی التماس کرد و ما که دیدیم راست می گوید دلمان برایش سوخت، اجازه دادیم برود.

واژه های کلیدی: ایران | ماشین | راننده | شناسایی | بزرگراه | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz